
پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:40 توسط فروغ .. | سلام بعد مدتها اومدم بنویسم اونم فقط چون تو کانالی که زدم ، همسر میخونه و منم دوست ندارم بخونه اون حساسیتش بیشتر میشه یه جاهایی من اذیت میشم اما خب هر جور فکر میکنم بازم حق داره وارد ماه هفتم بارداری شدم و هفته گذشته روز پنج شنبه علنی آبجی بزرگه موضوع رو فهمید حالا دیروز زنگ زده که فلانی اینو گفت و اونو گفت منم حساب نیاوردم حرفاشو و باهاش همراهی کردم ببینم پش...
ادامه مطلب
بعد مدتها سلام و بدون مقدمه شروعِ یادداشتِ این روزها این روزها در کل خوب بوده، منظور از خوب بودن هم بیشتر ارتباط بین خودم و آقا امیر هست نه چیزِ دیگه .. با حال خوب و دوست داشتن اما یه روزهایی هم مثل دیشب منفجر شدم از حرفاش و دیگه چاکِ دهان تا ناکجاآباد باز شده آخرین بار که این اتفاق افتاد اواخر اردیبهشت و مراسم جشنِ عقدِ دوستش بود که اتفاقا خیلی شاکی بودم از دنیا و اومدم اینجا نوشتم اما پست نکردم .....
ادامه مطلب