
بعد مدتها سلام و بدون مقدمه شروعِ یادداشتِ این روزها این روزها در کل خوب بوده، منظور از خوب بودن هم بیشتر ارتباط بین خودم و آقا امیر هست نه چیزِ دیگه .. با حال خوب و دوست داشتن اما یه روزهایی هم مثل دیشب منفجر شدم از حرفاش و دیگه چاکِ دهان تا ناکجاآباد باز شده آخرین بار که این اتفاق افتاد اواخر اردیبهشت و مراسم جشنِ عقدِ دوستش بود که اتفاقا خیلی شاکی بودم از دنیا و اومدم اینجا نوشتم اما پست نکردم .....
ادامه مطلب